X
تبلیغات
✖㋡دل تنگی های من㋡✖

































✖㋡دل تنگی های من㋡✖

نمیدونم چرا تموم نمیشی وقتی که دنیا واسه من تمومه!

eydetun mobarak!

omidvaram emsal sale kheyli khubi bashe.....kheyliiiiii khub!

و در تآریخ شنبه سوم فروردین 1392در سآعت 0:18 نوشته ي : :.:❤✿Melisa✿❤:.:| |

تکه تکه شده

جامه ی سبز حضورم؛

و غریب تر از آنم که صدای فریادم؛

گوش های مهربانی دنیا را به بیداری فرا خواند!

بـــی حـــس شـــده ام از درد!

از بغـــــض!

فقـــط گـــاهــــی ، خــــط اشـــکــــــی ...

می ســـوزانـــد صـــــورتــــــم را !!!

بـــه طـــور کـــامــلــاً تلــخــــی آرومـــــم

----------------------------

شیرجه های نرفته

گاهی

کوفتگی های عجیبی ب جا میگذارند ....

- البر کامو -

++ این دو نوشته وصف حال منه....

----------------------------------

دیروز خیلی خندیدم شاید اولین بار بود که یک روز تمام فقط خندیدم...

شاید بعضی هاش مصنوعی بود ولی بازم کلی حالمو عوض کرد....

در کل روز خوبی بود!

۱۰/۲۷  .....

شاید ۲۷/۷ هم روز خوبی بود و من نفهمیدم!

حتما به نفعم بوده....حتما...

و در تآریخ پنجشنبه بیست و هشتم دی 1391در سآعت 10:28 نوشته ي : :.:❤✿Melisa✿❤:.:| |

الان داشتم چندتا پست آخرمو میخوندم...

شاید مسخره باشه ولی کلی لذت بردم...از رو راست بودن حس هام!

از این که این حس ها و نوشته ها کاملا واقعی بودن...مخصوص همون زمان و لحظه!

و باعث یادآوری کلی حس های خوب و بد شد!

بالاخره گفتم...اونی رو که باید به یکی میگفتم ولی روم نمیشد!...نه واضح و رو راست! ولی گفتم

 که دیگه نمیخوام ....

اینقدر مغروره که نمیخواد قبول کنه یکی ردش میکنه! نمیدونم چرا یهو اینقدر حسم بهش بد

شد ...ولی برام مهم نیست! حتی وقتی میخواد لجمو دربیاره یا غد بازی درآره یا هرچی...

ولی برام مهم نیست! واقعا نیست!.....

تازه دارم میفهمم که من یا دوست دارم یکیو! یا بی تفاوتم!خیلی زیاد!

کاش این دوست داشتن رو خرج کسی کنم که ارزش داشته باشه :)

حالا احساس بهتری دارم!

اینجوری خیلی بهتره...حتی باید صریح تر حرف میزدم! تا بعدا هم مجبور نباشم دوباره بحث کنم!

خداکنه همه چی خوب پیش بره!

من خوب میمونم...قول میدم....

صبر میکنم....صبر

صبر

صبر............

و در تآریخ سه شنبه نوزدهم دی 1391در سآعت 0:14 نوشته ي : :.:❤✿Melisa✿❤:.:| |

زندگی میکنم...

چون تنها با زندگی کردن میتوان بهترین ها را به دست آورد.....

چیزی که به التماس آلوده باشد را نمیخواهم...

حتی زندگی را.... تو که جای خود داری....!

و در تآریخ دوشنبه یازدهم دی 1391در سآعت 8:50 نوشته ي : :.:❤✿Melisa✿❤:.:| |

دخیــل میبندم که یلـــــدا تو را با خود بیاورد...

یلــــدای بی تو به چه کار آیـدم؟

كاش یلــدای امســال کوتاهــترین شب سال شود

اگر نبـــــــــاشی ...

که نیســــــتی...!

یلداتون مبارک دوستای عزیزم

چقدر اینجا سوت و کوره...چقدر از این فضا دور شدم.....

چقدر دلم میخواد فردا دوباره یه روز عادی باشه!

دلم میخواد شنبه مثل همیشه از خواب بیدار بشم ولی این بار به جای غر زدن

از خدا واسه یه روز دیگه تشکر کنم و حداقل یه روز  رو هم که شده درست زندگی کنم!

اگه شنبه ای در کار بود میخوام روش زندگی مو تغییر بدم....

میخوام از شنبه بشم همون آدم سابق با تمام هدف هایی که قبلا داشتم و چند وقتی

میشه که فراموششون کردم!

میخوام دوباره زندگی مو بسازم! من به کودکی ام قول چنین زندگی ای رو نداده بودم!

این راه راهی نیست که من از زندگی ام میخواستم!

همه چی رو از نو میسازم!

اگر فرصتی باقی مانده باشد.....

و در تآریخ پنجشنبه سی ام آذر 1391در سآعت 17:33 نوشته ي : :.:❤✿Melisa✿❤:.:| |

روم نمیشه بگم برو!

بگم نمیخوام کنارم باشی!

باور کن نمیخوام!

دوست داشتن خیلی مهمه!

چرا اینو نمیفهمی!

دلم با تو نیست.....

کاش خودت اینو زودتر از این که من واضح بگم بفهمی!

احساس خفگی میکنم.....

و در تآریخ پنجشنبه بیست و سوم آذر 1391در سآعت 22:59 نوشته ي : :.:❤✿Melisa✿❤:.:| |

من از غروب جمعه ام حتی از سکوت صبحم خستم.....
و در تآریخ سه شنبه بیست و یکم آذر 1391در سآعت 20:0 نوشته ي : :.:❤✿Melisa✿❤:.:| |

کاشکی میشد ذهن بعضی ها رو خوند!

چون اینقدر رفتارشون ضد و نقیضه که آدم نمیتونه قصد واقعی شونو بفهمه!

شایدم فکر میکنن بقیه عروسک خیمه شب بازیشونن!

هر موقع بخوان خوب میشن هر موقع هم که بخوان بد میشن!

کاش میشد یه سری از آدم های زندگی مو کلا حذفشون میکردم!

مثل آیدی یاهو سلکت. بعد برای همیشه ایگنورشون میکردم!

کاش میشد!

و در تآریخ جمعه دهم آذر 1391در سآعت 17:19 نوشته ي : :.:❤✿Melisa✿❤:.:| |

اولین روز آبان .....

این ماه و دوست دارم....

هرچند ازش خاطرات خوبی ندارم!

یک ماه قبل تولدم یکی بدجوری ناراحتم کرد.....

نمیبخشمش ولی مجبورم فراموشش کنم چون یادش داره آزارم میده....

فقط کاری کرد که فکر کنم همه مثل اونن .....

عیبی نداره....شاید بالاخره منم اون کسی رو که میخوام پیدا کنم!

یه روزی!

همین!

و در تآریخ دوشنبه یکم آبان 1391در سآعت 15:3 نوشته ي : :.:❤✿Melisa✿❤:.:| |

خستم....

خیلی زیاد!

و در تآریخ پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1391در سآعت 11:42 نوشته ي : :.:❤✿Melisa✿❤:.:| |